1- معروف است که دریا نوردان ، نخستین کسانی بودند که برای رسانیدن نامه های خود و یادداشتهایی که نمی خواستند به دست شخص معینی بیفتد ، خصوصا در آخرین لحظات عمر خود و هنگامی که به آیین دریانوردان شرافتمند با کشتی مغروق خود به قعر دریا فرو می رفتند ، یادداشتهایی را در بیان آخرین احساسات و عواطف خود به قلم می آوردند ، آنها را داخل بطری کرده ، در آن را می بستند و به آبهای دریا می سپردند . معمولا درون این بطری ها که در سواحل دریا به دست می آمد ، داستانها و ماجراهای مهیجی از زندگانی دریا نوردان نهفته بود و کسانی که آن را می یافتند با چاپ و انتشار آن ، ثروت قابل توجهی به هم می زدند .بسیاری از این اشخاص اسرار مهمی را در این یادداشت ها فاش می ساختند و یا اعترافاتی می کردند . سرعت یک بطری سرگردان با بادو جریانهای اقیانوسی ارتباط دارد . یک بطری که در مکانی آرام سرگردان باشد احتمالا در مدت یک ماه ، دو کیلومتر بیشتر جابه جا نمی شود ، اما بطری دیگر در یک روز 160 کیلومتر تغییر مکان می دهد ولی هیچ کس نمی تواند مطمئن باشد که یک بطری به طور دقیق کجامی رود .                    پیام کشتی جنگی که غرق شده بود

در سال 1947 دو کودک که در کنار دریا مشغول بازی با شن بودند ، بین برگها و خزه های کنار دریا ، یک بطری به دست آوردند که حامل این پیام بود : "کشتی ما غرق شد . من خیال می کنم که آخرین لحظات عمر ماست . کار به پایان رسیده است ولی امیدوارم که روزی این پیام به کرانه های امریکا برسد . بطری و پیام بلا فاصله در اختیار کارشناسان قرار گرفت و معلوم شد که مربو ط به ناوشکن امریکایی بتنی است که در سال 1943 روز ششم نوامبر در اطراف جبل الطارق با اژدر زیر دریایی غرق شد . این بطری برای رسیدن به کرانه های امریکا ، چهار سال تمام در راه بوده و هر روز با سرعت بیست کیلومتر راهپیمایی می نموده است .                                     سریعترین نامه ی شیشه ای

سریعترین نامه به وسیله ی بطری ، نامه ای بود که از جزیره  نیوفوندلند  تا ایرلند رسید واین مسافت را بطری فقط در سی و سه روز یعنی با سرعت هشتاد مایل در روز به ایرلند رساند.

عجیب ترین نامه ی شیشه ای

2- عبارت است از نامه های ( جرج فیلیپین )که یک کشیش بود و بیست هزار پند نوشته در داخل بیست هزار شیشه گذاشت و به دریا افکند تا به این طریق مردم را به راه راست هدایت کند .

     طولانی ترین راه طی شده یک نامه درن بطری

نامه ای است که در ملبورن استرالیا به آب سپرده شد ودر سال 1952 به بندر بارموت رسید یعنی نصف کره زمین را در سه سال و نیم پیمود .

 

نام گذاری شایسته فرزندان و شرکت در بازی کودکان

3- نام گذاری شایسته : از دیگر سنّت هایی که در آغاز تولّد نوزاد مورد توجّه پدر و مادر قرار می گیرد ، انتخاب نام است نام گذاری شایسته در شکل گیری شخصیّت فرزنددر بزرگسالی دارای اهمیّت ویژه ای است .بهترین نام ها آن است که نشانه ی بندگی  و عبودیّت پروردگار و یادآور فضایل و مکارم اخلاقی باشد .امام موسی کاظم (ع) فرمود : « نخستین کار نیکی که شخص برای فرزندش باید انجام دهد ، این است که نام نیکو برای او انتخاب کند .» پیشوایان معصوم ما به دلیل اهمیّت این مسئله ، از آغاز تولّد نوزاد پسر تا روز هفتم ، او را «محمد» می نامیدند هم چنین با ذکر نام خدا هنگام اذان گفتن در گوش نوزاد و تکرار نام محمد (ص)فطرت پاکش را بیدار می کردند تا اعضا و جوارحش نیز به وحدانیّت خدا و رسالت او شهادت دهد.امام صادق از پدرانش نقل می کند : « چون روز قیامت فرا رسد منادی ندا می دهد هر که نامش محمّد است به احترام همنامش محمّد(ص) برخیزد و وارد بهشت شود .جابر به نقل از رسول خدا (ص) گوید : « خانه ای که نام محمّد در آن باشد خداوند روزی آن خانه را گسترده گرداند ، پس اگر فرزندتان را محمّد نام گذاشتید او را مزنید و دشنامش مدهید .نکته ی مهّم در نام گذاری این است که نام هر کس و هر معنایی که بر روی کودک گذاشته شود ، باذکر مکرر آن در طول زندگی ، یاد و خاطره و ویژگی های آن شخص و آن معنا در ذهن و روان کودک تأثیر گذارد و پیوند خاصّی بین آن دو ایجاد می شود که در سعادت و شقاوت او مؤثر است.محبوب ترین نام ها نزد خداوند ، عبدالله و عبد الرّحمن است.

4- شرکت در بازی کودکان : آخرین مؤلفه در تربیت صحیح کودکان ، بازی است کودکان از طریق بازی مهارت های زیادی کسب می کنند . بازی استعداد ها ، توانایی ها و قابلیّت های فرزندان را پرورش می دهد و موجب تقویّت ذهن ، جسم و روان آن ها می شود . هم چنین یکی از راه های پرورش شخصیّت کودکان ، شرکت بزرگسالان در بازی های آن ها است . هم بازی شدن با کودک روح و روانش را سرشار از مسرّت و شادی می کند و اعتماد به نفس در وی تقویّت می گردد .هم بازی شدن با فرزندان ، یکی از راه های اظهار محبّت پدر یا مادر نسبت به فرزندان است . بازی اگر به قاعده و سالم باشد می تواند تفکّر کودک را رشد دهد ، از این رو گفته اند: بازی تفکّر کودک است .امام علی (ع) فرمود : «کسی که کودکی دارد باید خود را به کودکی بزند .» پیامبر اسلام نیز می فرماید : «هر کس که کودکی دارد باید خویشتن را با عالم او هماهنگ ساخته ، رفتاری که در خور درک و فهم اوست ، پیش گیرد .» راز هم بازی شدن پیامبر (ص) با کودکان این بود که ایشان معتقد بودند بچّه ها ی خردسال مفهوم زندگی و زنده بودن را به بازی می شناسند، لذا همیشه می فرمود : بگذار فرزندت تا هفت سال بازی کند .» این سفارش حکایت از آن دارد که آن حضرت بازی را نوعی ابزار سرگرمی و اتلاف عمر نمی دانست . هفت سال اول زندگی ، دوره ی شناخت جهان پیرامون خود است ، کودکان در این دوره با جهان و پدیده های اطراف خود بازی می کنند و یاد می گیرند که چگونه با این پدیده ها برخورد کنند . در همین دوره است که در پی بازی ، حسّ بینایی و لامسه ی آن ها بهتر به کار گرفته می شود ، ذهنشان قدرت ابتکار و روحشان اعتماد به نفس می یابد . هم بازی شدن با کودک علاوه بر این که او را غرق در لذّت و شادی می کند ، بسیاری از اصول اخلاقی را به طور مستقیم و غیر مستقیم یادمی گیرد . بنابر این والدین باید خود را تا سر حدّ طفولیّت پایین آورده ، هم سطح کودک شوند تا بتوانند شخصیّت کودک خویش را به روش صحیح پرورش دهند .

منابع مورد تحقیق

1- حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت (ع) : محمد جواد مروّجی طبسی :از انتشارات قم  :1383 

2 - مجلات پیوند خرداد و تابستا ن 87

تحسین و تشویق فرزندان

5- تحسین و تشویق :ازتدابیرمهمّی که در بازسازی رفتار فرزندان می توان از آن استفاده کرد تشویق است .تشویق استعداد های نهفته در نهاد آدمی را از قوّه به فعلیّت می رساند و نیروی خلاقیّت را در وجود او شکوفا می سازد .نیاز به تشویق ، نیازی همیشگی است و این خطاست که برخی تصوّر کنند چون فرزندانشان بزرگ شده اند، دیگر نیازی به تشویق ندارند ، بلکه جز انبیا و اولیا و برگزیدگان الهی ، همه ی افراد در همه ی مراحل زندگی نیازمند تشویق و تمجیدند .قدر دانی از فرزندان و تشویق آنان به خاطر کارهای پسندیده ای که انجام می دهند ، در تقویت اعتماد به نفس و روحیّه ی خود باوری و در نتیجه عزّت نفس آنان ، تأثیر بسزایی دارد. تشویق سبب می شود که کودک یا نوجوان انگیزه و شوق لازم را برای انجام کارهای شایسته به دست آورد و از این رهگذر عادت به انجام کارهای شایسته در وجود او نهادینه شود . پس به فوایدتشویق  می توان این گونه  اشاره کرد: 1- تشویق موجب تقویت روحی فرزندان می شود و نیروی تازه ای به آنان می بخشد تا بتوانند با اعتماد به نفس و پشت گرمی بیشتر کارهای خوب و مورد ذوق و علاقه ی خود را دنبال کنند و به اهمیّت آن ها بیش از پیش پی ببرند .  2-تشویق استعداد های درونی کودکان را رشد داده و به شکوفایی سوق می دهد و زمینه های یأس و نا امیدی و بد بینی را در آنها از بین می برد .3- کودک در پرتو تشویق یاد می گیرد که مشکلات و سختی ها را بر خود هموار سازد تا هدف مطلوب خود را دنبال کند و تداوم تشویق به تداوم فعالیّت های رشد دهنده ی کودک می انجامد.4- تشویق کودکان توسط پدر و مادر و اطرافیان و مربیّان باعث می شود کودکان با نظری خوب و خوش بینانه به آنها بنگرند و آنها را دوست و همدم و یار صمیمی خود تلقّی کنندواین خود ثمرات بسیاری در بر دارد. 5- گاه یک تشویق به جا و حکیمانه و ساده ممکن است مسیر زندگی کودکی را عوض کند و او را از بدی و انحرافات نجات بخشد .6- تشویق کودکان برای انجام فعالیّت های مثبت و پاداش دادن پس از انجام آن ها ، باعث ایجاد انگیزش و تحرک در آن ها خواهد شد و جوّ رقابتی خوبی در میان آن ها پدید خواهد آورد.

فرزندانی که تشویق نمی شوند ، اغلب دچار شکست روحی می شوند و اعتماد به نفس خود را از دست داده و خود را پست و حقیر می شمارند و جرأت دست زدن به کار خوب را در خود نمی یابند . مهّم تر از تشویق ، نوع و نحوه ی تشویق است که باید والدین و مربیّان  در نظر بگیرند و الّا چه بسا که بازتاب منفی هم داشته باشد .تشویق خوب آن است که تنها زبانی نباشد ، بلکه عملی نیز باشد به عنوان وسیله ای برای ایجاد و تقویت رفتارهای مثبت به کار رود و کودکان بدانند برای چه تشویق می شوند .و بهتر است که در حضور جمع صورت گیرد ، نه فقط در خفا و پنهانی.

تعابیر جالب در باره ی عطسه

6- عطسه کردن در هر زمان ، معنی و مفهوم خاصی داشته و اقوام مختلف عطسه را نشان حوادث و پیشامدهایی می دانسته اند . در زمان ها ی قدیم ، عطسه را علامت بروز خطری نزدیک می پنداشتند و از همان زمان نیز مرسوم شد که چون کسی عطسه کند به او "عافیت باشد" یا جمله ی دیگری از این قبیل بگویند . پس از آن عطسه نشان پیروزی و سر بلندی بود .در میان ما ایرانیان ، عطسه دلیل صبر و تأمل در کارها و برنامه ها    میباشد و در بعضی موارد حتی به انصراف از آن کار می انجامد . در بعضی مناطق ، یکبار عطسه چنین معنایی دارد و در صورتی که عطسه به صورت زوج تکرار شود از آن به درستی و مثبت بودن آن کار تعبیر می کنند و عمل و تعقیب آن را مجاز می دانند .

در کتاب اوستا آمده است که نماز پس از عطسه مستحب است پس از عطسه باید بعضی از آیات مقدس آسمانی را بخوانند زیرا در کالبد انسان ، اهریمنی وجود دارد که با (اهورا مزدا )در نبرد می باشد و عطسه نشانه ی نبرد بین آن هاست .

یونانیان قدیم این جمله را به( عطسه کننده )اظهار می داشتند : سلامت باشی و "زوفس " تو را حفظ نماید (زوفس خدای بزرگ یونانیان باستان بوده است ) هر گاه تازه داماد و یا نوعروسی ، عطسه می نمود به او می گفتند : روان های پاک به شما کامیابی دهد .

ارسطو گفته است که عطسه از هنگام ظهر تا نصف شب ، نشان خوشبختی و از نصف شب تا هنگام ظهر ، علامت بدبختی است .ارسطو در مورد احترامی که نسبت به عطسه کننده ابراز می دارند ، اظهار داشت که بشر در سده های پیش از تاریخ ، معتقد بود که سر انسان مرکز حیات و عضو حساسی است که بر تمام اعضای پیکر فرمانروایی داشته و باعث حرکت اعضا و حساسیت اعصاب می باشد  بنابر این عطسه ای که از مغز و از راه بینی بیرون می اید نشانه ی زندگی است .  

از جمله عقاید مذهبی هندیها این است که در موقع عطسه ، یکی از ارواح وارد بینی شده یا از آن خارج می گردد.هندیها را عادت بر این بود که هر گاه کسی مشغول به کاری باشد و در آن موقع عطسه نماید و یا صدای عطسه ای بشنود ، بایستی کار خود را از نو آغاز کند . مثلاً هر گاه در وسط نماز عطسه نماید باید نماز را شکسته و بار دیگر آن را آغاز کند .

یهودیان ادوار باستان عقیده داشتند که هر کس یکبار عطسه میکرد بلا فاصله در می گذشت ولی بعدا ً عطسه موجب و نشانه ی بیماریهای طبیعی گردید.

عیسویان در سده های نخستین ظهور مسیح ، در موقع عطسه ، علامت صلیب بر سینه ترسیم می نمودند . آلمانیها هر گاه در حال پوشیدن کفش عطسه کنند ، آن را به فال نیک می گیرند و هر گاه در موقعی که سرگذشت خود را برای کسی شرح می دهند عطسه کنند، آن را نشانه ی صدق گفتار خود می دانند .

انگلیسی ها در موقع عطسه ، تصنیف ویژه ای می خوانند : عطسه روز دوشنبه نشانه ی خطر است .روز سه شنبه نشانه ی پذیرایی از مسافرین تازه وارد است .روز چهار شنبه نشانه ی آمدن نامه است .روز پنج شنبه نشانه ی در آمد و سود هنگفتی می باشد .روز جمعه نشانه ی غم و اندوه است و روز شنبه نشانه ی ملاقات با دوست می باشد .  

این مطلب برگرفته از کتاب شگفتی ها و ماجراهای حیرت آور ، به تألیف خلیل محمد زاده است .

دوستان وبلاگی من :جالب است بدانید در هنگام تایپ این مطلب من نیز عطسه کردم.

قسمت نبود بریم اردو

7- خاطره ای زیبا و به یاد ماندنی از زمانی که مدیر یکی از دبستانهای روستایی بودم . قرار بود بچه ها را به اردو ببریم اما هر بار برنامه ای پیش می آمد و به اردو نمی رفتیم. یک بار اتوبوس ومینی بوس گیرمان نیامد . بار دیگر هوا مساعد نبودو دفعات بعد به دلایل دیگر .  من به عنوان مسئول آموزشگاه هر بار برای بچه ها دلیل را می گفتم اما دیگر نمی دانستم چه بگویم . در مراسم صبحگاه این گونه سخن خود را شروع کردم که بچه ها بعضی وقت ها می خواهیم کاری را انجام بدهیم اما اتفاقاتی پیش می آید که آن کار انجام نمی شود مانند ازدواج دو نفر که با یک آزمایش یا تحقیق به هم می خورد و یا رفتن به مسافرت که با یک عطسه به عقیده ی بعضی به هم می خورد . در چنین مواقعی معمولا می گو ییم قسمت نبود آن کار انجام بشود. اردو رفتن ماهم این گونه شده لا بد فعلا قسمت نیست به اردو برویم  حالا من میخواهم یک مسابقه بین شما بر گزار کنم . هر کس بتواند انشایی در  5 خط در باره قسمت نبودن انجام یک کاربنویسد به بهترین ها جایزه داده میشود .نکته ی جالب این قسمت این است که : کلاس اولی ها که تازه خواندن و نوشتن یاد گرفته بودند ، چند نفری این گونه نوشتند :   

قسمت نبود بریم اردو

قسمت نبود بریم اردو

قسمت نبود بریم اردو

قسمت نبود بریم اردو

قسمت نبود بریم اردو 

ایجاد سؤال در ذهن کودکان

8- ایجاد سؤال در ذهن کودکان : یکی از مؤثّرترین روش های آموزش این است که ذهن فراگیر بر تفکّر ، تجربه ، سؤال و کشف، متمرکز شود واین فرایند از طریق طرح سؤالات مختلف و فرصت دادن به کودک برای یافتن پاسخ امکان پذیر است . علم روان شناسی بر این اصل استوار است که در فرایند یاددهی ، وظیفه ی مربّی خارج کردن ذهن فراگیر از حالت تعادل است و درواقع لازمه ی پیشرفت ، خارج شدن از سازگاری های قبلی و تعادل های پیشین و ورود به سازگاری ها و تعادل های جدید است .لذا اصل «تعادل جویی » که پیاژه آن را به عنوان کلید تحوّل روانی بشر قلمداد می کند ، حاکی از آن است که لازمه ی پیشروی به مراحل بالاتر رشد ، تعادل جویی پی در پی است که به دنبال بر هم خوردن تعادل های مراحل قبلی حاصل می شود . پیاژه معتقد است که انسان به سبب نقصان حرکت می کند تا خودش را کامل کند . فراز ذیل از نیایش امام کاظم (ع) مؤید همین مطلب است که می فرماید : « خدایا مرا از حالت احساس نقصان و کمبود خارج مکن و دین مرا عاریه قرار مده »(کلینی ، 1370، ج 2، ص 370) غفلت از نقصان و احساس کمبود ، انگیزه ی حرکت و فعالیّت را از انسان سلب می کند و پرسش باعث می شود که کودک و نوجوان وحتّی بزرگسال به نقصان خود پی برده ، برای تکمیل آن حرکت کند چون دین داری و گرایش به دین یک امر درونی و قلبی است و باید به وسیله ی خود فرد کشف شود و آموزش ، هر اندازه که بیرونی باشد ، ناپایدارتر خواهد بود .

پرهیز از استدلا ل های فراتر از توانایی کودکان

9-  پرهیز از استدلا ل های فراتر از توانایی کودکان :شیوه ی هدایت و تبلیغ پیشوایان معصوم (ع) این بود که با هر فردی به اندازه ی درک و فهم او سخن می گفتند . در سیره ی رفتاری امام صادق (ع) می بینیم که در مسئله ی اثبات خدا برای کسی که اهل علم بود از استدلا ل های پیچیده ی فلسفی استفاده می کرد و برای کسی که اهل علم و دانش نبود و سطح تفکرش پایین بود ، مسئله ی امامت را در قالب مثال گلّه و چوپان بیان می کرد.توجه به این موضوع لازم است که کودکان هنوز به دوره ی تفکّر مذهبی نرسیده اندو ذهن آنان قدرت کافی برای درک مسائل و ادلّه ی پیچیده را ندارند و از هر استدلالی برای اثبات خداوند یا هر جنبه ای از دین که فراتر از توانایی های ذهنی آن ها باشد ، برداشت های ساده ، مطلق و غیر واقعی خواهند داشت و اغلب از معنای ظاهری جملات فراتر نخواهند رفت .

تأکید بر نکات مثبت فرزندان

10- تأکید بر نکات مثبت :تأکیر بر نکات مثبت فرزندان ، احساس عزّت نفس را در آنان بر می انگیزد . در سیره ی پیشوایان معصوم (ع) تأکید زیادی روی این مسئله ، یعنی توجّه مثبت به فرزندان و ایجاد فضای ذهنی سرشار از خوش بینی شده است . حضرت علی (ع) در این زمینه بر ضرورت برجسته سازی نکات و ویژگی های مثبت افراد به طور عام تأکید نموده و می فرماید : « یادآوری نقاط مثبت و کارهای خوب افراد ، موجب تحرّک اشخاص شجاع و بر انگیختن افراد دل سرد و مسامحه کار به رفتار مثبت خواهد شد . »

با سلام خدمت بینندگان این وبلاگ

متشکرم از این که این وبلاگ  را برای دیدن انتخاب نمودید .

لطفا در صورت دادن نظر آدرس خود را بنویسید تا من نیز بتوانم  جبرا ن کرده و وبلاگ شما را مشاهده نمایم . با تشکر فراوان